هیچ قانون کلی برای پدر و مادر خوب بودن یا کودک خوب بودن وجود ندارد، اما برای آنکه یک کودک سالم و شاد را تربیت کنید:
- عشق و علاقه خود را به او نشان دهید.
- به حرفهای کودکتان گوش دهید.
- به او احساس امنیت بدهید.
- او را تشویق کنید.
- رفتارهای نامناسب او را مورد انتقاد قرار دهید، نه خود او را.
- صبور و شکیبا باشید.
- برای کودكتان وقت کافی بگذارید.
عشق و علاقه خود را به او نشان دهید
- عاطفه،
- محبت،
- مهربانی،
- شب بیداری
این کارها را کس دیگری هم میتواند برای بچههایمان انجام دهد!
تنها کاری که مختص والدین است و هیچ کس دیگری نمیتواند برای کودک انجام دهد عشق بیقید و شرط است.
کودکی که خیالش از عشق و آغوش مادر راحت باشد بهتر میتواند با محیط اطراف خودش در تعامل باشد، برود جستجو کند آن را بشناسد و تمایل کمتری به در آغوش ماندن نشان میدهد اما همین کودک با دیدن مادر به سمت او میدود و خودش را در آغوش مادر میاندازد.
و اما پدر و مادری که اشتیاقی برای در آغوش کشیدن کودک خود ندارند، کودک به مادر خود میچسبد و این چسبیدن نه از روی عشق بلکه از روی ترس است.
کودک باید بداند عشق و محبت پدر و مادر به او بیقید و شرط است و این احساس محبت به خاطر شکست و تصمیمهای اشتباهش از بین نمیرود. اگر شما تاکیدتان فقط بر روی عملکرد کودک باشد، کودک به این نتیجه میرسد در صورتی فردی ارزشمند و دوستداشتنی است که بچه خوبی باشد، نمره خوبی بگیرد و خوب ورزش کند، چیزی که به مرور با آسیب به عزتنفس کودک آن را کاهش میدهد.
اگر مادری نتواند نیازهای کودکش را شناسایی و برآورده کند و در عین حال خود او هم محتاج توجه دیگران باشد، چه اتفاقی میافتد؟ این مادر به صورت کاملا ناخودآگاهی میکوشد نیازهای خود را از طریق کودک برآورده سازد.
این به آن معنی نیست که او احساسات شدید عاطفی نخواهد داشت. مادر، در اغلب مواقع، کودک را به شدت دوست خواهد داشت، ولی نه آنطور که کودک نیاز دارد دوست داشته شود. بنابراین در این رابطه استثمارگونه اطمینان و تداوم و ثبات، که برای کودک بسیار مهم است، وجود نخواهد داشت.
چیزی که بیش از همه اهمیت دارد و در این رابطه وجود ندارد چارچوبی است که کودک بتواند در آن احساسات و عواطف خود را تجربه کند و بروز دهد.
درعوض، او چیزی میسازد که مادرش نیاز دارد و اگرچه این امر با تضمین عشق مادر یا پدر به کودک، ادامه بقای او را در کودکی امکانپذیر میکند، ممکن است در باقی زندگیاش او را از اینکه خودش باشد باز دارد.
اعتماد نخستینی که لازمه عشق به دیگران و باور داشتن عشق دیگران نسبت به خود و یا عشق به زندگیست، در کودکانی که از عشق مادر محرومند، شکل نمیگیرد. آنها در بزرگسالی با دیگران احساس غریبی میکنند و به درون خود میگریزند و زندگیشان به رابطهای خصمانه و رقابت با دیگران میگذرد.
نوباوگانی که والدینشان به نشانههای هیجانی آنها با همدلی پاسخ میدهند، کمتر بیقرار هستند. راحتتر آرام میشوند و علاقه بیشتری به کاوش دارند در مقابل والدینی که آنقدر صبر میکنند تا بچه شدیدا برانگیخته شود و بعد مداخله میکنند، افزایش سریع در ناراحتی شدید بچه را تقویت میکنند.
بنابراین احساسات خود را بیان كنید. وقتی فرزندتان به مهدکودک یا مدرسه میرود، به او بگویید دوستش دارید.
وقتی مشغول انجام تكالیفش است ،وقتی با هم بازی میکنید باز هم علاقه خود را بیان كنید. حتی نوجوانی که تمایل بیشتری برای اختصاص وقت برای خودش دارد نیز علاقه و توجه قلبی شما را رد نمیكند.
در حال نوازش با او گفتگو كنید. این روش ابراز غیركلامی علاقه است. ایجاد این رابطه با كودكان و فرزندان دوره ابتدایی آسان است. با بزرگتر شدن کودک، ابراز علاقه به این روش سختتر میشود. ارتباط پوستی برای فرزندان آرامشبخش است پس بهانههای مختلف آنها را در این امر رد نكنید و مورد توجه قرار دهید.
هرگز تصور نکنید کمرویی و خجالتی بودن کودک نشانه ادب و متانت است ،کودک باید بتواند در مواقع لزوم از حق خود دفاع کند. جواب بدهد، مخالفت کند، مبارزه کند… تصور نکنید کودکی که سوالی نمیكند هنوز برای دانستن خيلی كوچک است يا بدتر از آن هنوز علاقه خاصی به موضوع و پرسيدن ندارد. كودكان حتما سوال دارند. شايد نمیدانند چگونه بپرسند و شايد بیمیلی والدين را در پاسخ دادن به کنجکاویهای خود احساس کردهاند. با کودک خود حرف بزنند و اجازه دهید بتواند دنیای ذهنی خودش برای شما توصیف کند و به همراه هم دنبال پاسخ سوالاتش بروید.
اینکه کودک هميشه حرف گوش كند نشانه سلامتش نیست، اگر فرزند سالم میخواهيد انتظار نداشته باشيد از شما حساب ببرد و هميشه حرف گوش كند.
فرزندی تربيت كنيد كه به خاطر عشق و اعتماد به شما با شما همكاری كند.
عشق، عشق، عشق:
گاهی اوقات بچهها برای اینکه به ما پیامی را بدهند به حرفمان گوش نمیکنند. آنها با گوش نکردن به حرفمان به ما یک نکته را میگویند: تو نمیتوانی من را درست کنی و من از ریاست کردن تو خسته شدهام.
شما باید در بانک عشق به فرزند سپرده گذاری کنید.بنابراین همین الان فرصت خوبی است که به آنها بگویید دوستشان دارید.
کودکان روش زندگی کردن را از جامعه، تفکر را از بازی و عشق، محبت، درک متقابل و همدردی را که مهمترین بخش وجود هر فرد است، از اعضای خانواده خود میآموزند.
جنگ با کودک همیشه یک جنگ منجر به شکست است؛ هرگز نمیتوان با جنگ و نزاع همکاری کودک را به دست آورد. در این نزاعها طرف ضعیف احساس کنترل شدن میکند، از او چیزی خواسته میشود که او مایل نیست، چیزی که اساسا با این نوع ابزارها و روشها به دست نمیآید. اگر میفهمیدیم که همکاری و عشق را نمیتوان با زور به دست آورد، حجم سنگینی از تنش و تلاشهای بیهوده را به خود تحمیل نمیکردیم.
اگر کودکتان به حرفتان گوش نمیکند:
کمتر از جملات امری استفاده کنید و بیشتر عمل کنید تا با مشاهده، رفتار صحیح را یاد بگیرد.
به حرف کودکتان به دقت گوش دهید.
به جای فریاد یا سرزنش به او عشق بورزید و با صدای ملایم با کودکتان سخن بگویید تا با شما احساس نزدیکی و صمیمیت کند.
عشق را زنده نگه دارید.
فکر نکنید که بخاطر کودکتان نمیتوانید عاشقانه بیرون بروید شما میتوانید دست در دست همسرتان بدهید و با کودک خود بیرون بروید. اگر شما احساس خوبی به همدیگر داشته باشید و همدیگر را دوست داشته باشید این عشق و احساس خوب را به کودکتان هم انتقال میدهید.
عشق میان والدین، موجب عشق و مهربانی نسبت به فرزندان میشود. گاهی داستانهایی میشنویم درباره والدینی که عشق فراوانشان نسبت به یکدیگر، همه عشق موجود در خانه را میبلعد و تنها عشقی نیمسوز و نه چندان آتشین برای بچهها بر جای میگذارد. ولی این نگاه اقتصادی دودوتا چهارتا به عشق بیمعناست. عکس آن صحیح است: فرد هرچه بیشتر عاشق باشد، رفتاری محبتآمیز نسبت به فرزندان و به همه درپیش میگیرد…
قبل از این که بچه ها را به سلاح علم مجهز کنیم باید مهربانی، عشق و انسانیت را به آنها یاد دهيم. خطر انسان مهربان برای هستی کمتر از خطر دانشمند نامهربان است.
❌به حرف های کودکتان گوش دهید
به حرفهای کودک گوش دهید؛ هر چند بیهدف، پراکنده و طولانی باشد.
کودک باید اجازه داشته باشد احساساتش را در شرایط مختلف بیان کند و در تصمیمگیریها، اظهار نظر کند تا در آینده در موقعیتهای اجتماعی توانمند ظاهر شود.
اگر کودکان، گوش والدین را برای شنیدن حرفهایشان بیابند و جوابی از روی همدردی از آنها بشنوند بیشتر و بهتر رشد میکنند. کودکان وقتی آشفته و عصبانی هستند تنها چیزی که نمیخواهند بشنوند پند و اندرز و پاسخهای فیلسوفانه و روانشناسانه والدین است.
گوش دهید، واقعا گوش دهید
در حین گوش دادن به حرف کودک با زبان بدن و با جملات، توجهتان را به صحبتهای او نشان دهید
مانند
وای چه جالب
من اصلا نمیدونستم
بیشتر در این مورد توضیح بده..
اگر خواهان تربیت فرزندی خوش فکر هستید سعی کنید به حرفهای کودک خود با دقت کامل گوش دهید، با همدیگر بیرون بروید و در پایان از او بخواهید در مورد آنچه دیده است صحبت کند.
بگذارید بچه کمرو در مورد خودش حرف بزند.
بچه ها، تا وقتی در جمع، احساس امنیت روانی نداشته باشند جرات پیدا نمی کنند خودشان را نشان بدهند.
باید به کودک کمرو فرصت حرف زدن بدهید، او را خاطر جمع کنید که شنیدن حرف های او برایتان مهم است.
هر قدر کودک اطمینان خاطر بیشتری از جانب جمع یا گروه پیدا کند، راحت تر می تواند حرف بزند و توانمندی های خود را نشان بدهد.
برای شنیدن حرف های او صبوری به خرج دهید.
هر گونه واکنش منفی پدر، مادر یا مربی می تواند ترمزی باشد برای حرف زدن کودک.
❌به او احساس امنیت بدهید
پاسخ به نیازهای کودک باید به موقع باشد و نه زیاد نه کم
پاسخ دادن به موقع به نیازهای کودک
حس آرامش ،امنیت ،اعتماد به نفس و خوشبینی به جهان و دیگران را در او تثبیت میکند. وگرنه به مرور به انسانی مضطرب و بدبین تبدیل خواهد شد.
کودکانی که همواره در محیطی لبریز از نزاع و دعوای والدین رشد یافته اند، آسیب دیدگی این کودکان از کودکان طلاق کمتر نیست.
از جمله افرادی که آسیبهای روانی زیادی دیده اند، کسانی هستند که در کودکی همواره شاهد دعوای پدر و مادر بوده اند. ممکن است شما هم جز کسانی باشید که همواره شاهد دعوای والدین خود بوده اید. اما اکنون آن را مسئله مهمی ندانید. احساس و نگاه امروز شما به این مسئله اهمیتی ندارد باید احساس و نگاه دوران کودکی را مد نظر قرار دهید. خوب فکر کنید تا آن احساس استرس و نگرانی شدید هنگام دعوای آنها را به یاد بیاورید. آن احساس که اغلب روزها یا شبها تکرار می شدند، در وجود شما پایه گذار اخلاقها و عادتهای مخربی شده است که اکنون زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده است. اگر کمی دقیق و هوشیار باشید خیلی زود می توانید بین مشکلات روحی روانی فعلیتان و آن احساس اضطراب دوران کودکی یک ارتباط منطقی پیدا کنید.
کودکان به محض بلند شدن صدای پدر و مادر دچار نگرانی و احساس ناامنی می شوند. ا
رتباط عمیق عاطفی کودک با مادر، او را به طرز وسواس گونه ای نگران مادر می کند. کودک از هر خطری که به زعم خودش مادر را تهدید کند شدیدا هراسان می شود. دعوای والدین از نظر کودکان خطری برای مادر محسوب می شود. اگر چه کودک هیچ واکنشی نشان ندهد، نمی توان نگران و استرس او را از دعوای والدین انکار کرد. بنابراین یکی از حقوق مسلم کودک نیاز او به تامین امنیت مادر است. امنیتی که کودک بتواند از آن مطمئن شود به و تداوم آن اعتماد پیدا کند. این نگرانی های مفرط و تکراری تنها به لحاظ روانی مشکل ساز نیستند بلکه به لحاظ جسمانی هم بسیار آسیب زا هستند. در پزشکی، ترشح نابجا و مخرب هورمونها در مواقع استرس و ترس اثبات شده است. به همین جهت کودکان خانواده های آشفته، بیماریهای بیشتری را تجربه می کنند و از آنجا که نگاه و طرز فکرشان هم از همین استرسها و ناامنی ها تاثیر می پذیرد بیش از سایر کودکان در معرض اقدام به بزهکاری هستند.
مادری که اخم می کند و پدری که لبخند می زند.
این فرمانده دستور حمله می دهد و آن یکی دستور عقب نشینی. با این وضعیت کودک هیچوقت نمی فهمد چه کاری خوب است و چه کاری بد است.
این تعارض برای شخصیت کودک آسیب زننده است. کودک در این خانواده هرگز احساس امنیت نمیکند چون در هر صورت بازنده میدان است و این مسئله او را دچار افسردگی و اضطراب می کند.
به جای گفتن پول نداریم نمىتوانیم بخریم یا لازم ندارى، به فرزندتان بگوييد : اینقدر میتونیم هزينه كنیم، يا امروز اين رو میتونى بخرى.
با بيان جمله مثبت، در فرزندتان احساس امنيت ایجاد کنید در حالی كه انتخابهایش را محدود میكنید.
گفتن نمیتوانیم، پول نداريم، يا لازم ندارى باعث عدم امنیت روانی و نگرانی از آینده در كودک میشود.
در مهمانی ها اجازه ندهيد ديگران بدون داشتن دانش و علم، به شما احساس نگرانی و اضطراب بدهند و شما هم همین اضطراب را به فرزندتان منتقل کنید.
“واي انقدر بغلش نكن بغلی ميشه شده”
“خيلی بچت لوس شده ها”
“زيادي داری آسون ميگيری به بچه ات”
“نسل ما با كتك و فشار بزرگ شديم به اين خوبی از آب در اومديم نسل جديد خيلی خيلي لوس و بي تربيت بزرگ ميشن”.
“من اگه جای تو بودم آدمش ميكردم”
“خيلی زود از شير گرفتيش خيلی اشتباه كردی”
چرا از پوشک نگرفتيش هنوز”
“آخ آخ خيلی لوسش كردی”.
بغلی شدن نوزاد یک باور غلط است. آغوش مادر امنترین و آرامبخشترین مکان برای کودک است و حس امنیت را در کودک پایهریزی میکند.
فراموش نكنيد كه مقايسه، نصيحت يا دخالت بیجا در واقع تجاوز به امنیت روانی کودکان است.
ایجاد حس امنیت در کودک!
گفتن کلماتی مانند:
من اینجا هستم و بغلت می كنم
من اینجا هستم، كنار تو و نمی گذارم آسیب ببینی
من اینجا هستم و صدایت را می شنوم، لازم نیست جیغ بكشی و گریه كنی تا توجه ام را جلب كنی
من اینجا هستم و تو آرام باش
وقتی کودک با عامل ترسآور مواجه میشود غرق در اضطراب میشود. اگر بخاطر ترس او را تنبیه کنید آسیب بزرگی به او میزنید. درهنگام ترس فقط باید به او امنیت و حمایت بدهید.
❌اورا تشویق کنید
اگر کسی چندین کتاب آموزش شنا هم بخواند باز هم در استخر در قسمت عمیق شیرجه بزند غرق میشه
آموزش شنا خواندنی نیست، باید تمرین عملی کرد
آموزش اعتماد به نفس به کودک نیز با خواندن کتاب حاصل نمیشود
باید به بچهها کار و مسئولیت سپرد و حتی اگر آن کار را ناقص انجام دادند آنها را تشویق کرد.
تشویق بیش از حد، کودک را از کار میاندازد.
کودک را در ادامه دادن آن کار بیانگیزه میکند، کودک با خود میگوید نیاز نیست کار بیشتری انجام دهم، چرا که در هر صورت همه راضی و خوشحالند.
جایزه و تشویق بیش از حد، حس اکتشاف و خلاقیت کودک را کاهش میدهد، آیا کودکی خلاق میخواهید یا دفتری پر از ستاره!
وقتی کودک، موفقیتی را کسب میکند با تعریف و تمجید، حمایتش کنید؛ شاید چند دقیقه بیشتر وقت شما را نگیرد، ولی اثرش تا مدتها برایش باقی خواهد ماند…
در تشویق هم افراط نکنید چون در آن صورت کودک را به مرور از کار خواهید انداخت.
وقتی کودک غذا میخورد تشویقش نکنید!
وقتی کودک خوب غذا میخورد، نباید او را تشویق کنید، نباید پاداش و جایزه بدهید یا حتی به نوعی نشان بدهید که از این قضیه خیلی خوشحالید! چون در این صورت کودک یاد میگیرد با خوردن یا نخوردن غذا رفتار شما را کنترل کند، غذا خوردن کار خارقالعاده یا کاری که مستوجب تشویق و پاداش باشد نیست! کودک باید بداند که ما غذا میخوریم برای اینکه نیاز به غذا داریم و نه برای خوشایند پدر و مادر یا در ازای جایزه و تشویق!
رشوه دادن به کودکان، آن هم وقتی باید وظیفهشان را انجام دهند، باعث میشود همیشه از شما توقع جایزه داشته باشند.
تشویق کردن بچهها برای خوب رفتار کردن، بهتر از دادن وعده جایزه است.
مثلا بهتر است به جای به کار بردن جمله «اگر امروز که رفتیم خونه خاله، پسر خوبی باشی، برایت اسباببازی میخرم» از جمله «من بهت افتخار میکنم که هر وقت میریم خونه خاله پسر مودبی هستی، تو با این کارت منو خوشحال میکنی” استفاده کنید.
گرفتار کلیشههای اشتباه نشویم
استعداد و علایق بچهها نیاز به تشویق و حمایت دارند، احساساتی که نباید سرکوب نشوند چرا به کودک خود باید بگوییم مرد که گریه نمیکنه! یا دختر که با ماشین بازی نمیکنه، اگه پسری به آشپزی و دختری به مسائل فنی علاقه داره بیشتر هر چیز نیاز دارن علایق اونها پذیرفته و حمایت بشن.
چنانچه زندگی كودک پر از تنبیه، مواخذه و سختگیری باشد، کودک دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد در نتیجه تلاشی برای از بین بردن یا کاهش رفتارهای نامناسب خود نخواهد داشت. مانند یک آدمآهنی با کودک رفتار نکنید بلکه از تشویق، همدلی، همکاری، جملات محبت آمیز و هدیه دادن در تربیت کودک کمک بگیرید.
یکی از بدترین کارهای ممکن برای از بین خلاقیت و اعتماد به نفس در کودکان این است که آثار خلاقانه او را با خواهر یا برادر یا دوستانش مقایسه کنید و به او سرکوفت بزنید.
هیچگاه از جملاتی مانند «تو هیچ وقت نمیتوانی مثل خواهرت داستانهای خوبی تعریف کنی» یا «چرا سعی نمیکنی مثل برادرت نقاشیهای زیبایی بکشی؟» استفاده نکنید. این کار به معنای واقعی خلاقیت را در وجود کودکان نابود میکند. بلکه به جای مقایسه مخرب کودک را تشویق کرده و او را به بهتر شدن امیدار کنید.
با مقایسه کـودکـان، آنـهـا احـسـاس مـیکـنـنـد در مرتبه پایینتری قرار گرفتهاند و این راه مناسبی برای وا داشتن آنها به فعالیت نیست. زمانی که کودک خود را پایینتر از دیگری احساس کند، روحیه خود را میبازد و دست از فعالیت خواهد کشید. شما باید ضعف و قوت کودکان را بپذیرید و آنها را بر اصلاح رفتار خودشان تشویق کنید.
از لجبازی و زورآزمایی بپرهیزید،هیچ کاری مخرب تر و بی فایده تر از زورآزمایی باکودک نیست به او بگویید:
من مشکلی دارم. دوست دارم تو پیراهن تمیزی بپوشی ولی می بینم که تو باز هم همان قبلی رو می پوشی. به نظرت چطور میشه این مسئله را رفع کرد؟”وقتی مشکل را با کودک در میان بگذارید احتمالا بیشتر علاقه مند میشود که در حل آن مشکل کمک کند و با شما همکاری کند.
گاهی مواقع رفتارهای بد کودکان به این دلیل است که مهارت ارتباط برقرار کردن با دیگران را بلد نیستند و می خواهند به هر طریقی توجه شما را جلب کنند.
کودکان تشنه توجهاند،اگر کودک توجه مثبت والدین و اطرافیان را نبیند؛ دست به جلب توجه منفی میزند.
مثلا وقتی مشغول بازی با خواهرش است؛ اگر پدر و مادر به او توجه نکنند و تشویق نشود، برای جلب توجه منفی شروع به اذیت خواهرش میکند.
پس والدین و مربیان باید با تشویقهای بجا، احتمال تکرار کار مثبت را بیشتر کنند. مثل : نوازش، بوسه، بغل کردن کودک و تشویق گفتاری.
به همین دلیل بسیار مهم است هنگامی که کودک کار خوبی انجام می دهد، او را تحسین و تشویق کنید ولی افراط نکنید. به این روش به او می آموزید رفتارهای خوب بیشتر نظرتان را جلب می کنند تا جیغ و فریاد.
مادر کافی» مادریست که با آگاهی، محبت و آیندهنگری فرزند خود را دوست دارد، به موقع او را تشویق میکند و به موقع درخواستهای او را نادیده میگیر
. به درستی و آگاهانه از روشهای تشویقی و تنبیهی استفاده میکند. به خود و همسرش احترام میگذارد و برای تفریح و شادی خود و خانواده وقت صرف میکند. زمان کافی هم برای فرزندش میگذارد، نه تمام وقت و زندگی خود را.
اگر میخواهید کودکتان را به انجام کارهای ضروری و مفید مانند مسواک زدن یا مصرف میوه و سبزیجات تشویق کنید،
هرگز از عبارت «برای اینکه من میگم» استفاده نکنید. معمولا این جمله موجب واکنش منفی از سوی کودک میشود.
سعی کنید با بیان منافع این کارها او را به انجامشان تشویق کنید.
والدین امروزی خیلی بیش از نسل قبل برای کودکان خود هزینه میکنند و بخش زیادی از این هزینه صرف رشوه دادن به کودکان میشود، سعی کنید از طریق درونی کردن عادات خوب، کودک را به انجام دادن کارهای خوب تشویق کنید.
خلاصه رفتار با کودکان این است که رفتارهای خوب آنها را تشویق کن و به رفتارهای بدشان بیتوجهی کن. چون توجه به رفتار بد یک کودک ممکن است موجب تکرار آن شود، اما با بیتوجهی کم کم آن حرکت را رها میکند.
رفتارهای نامناسب او را مورد انتقاد قرار دهید، نه خود او را.
نگویید تو بچه بدی هستی بگویید تو بچه خوبی هستی ولی کار اشتباهی انجام دادهای.
نگویید تو بچه باهوشی هستی
بگویید این کار تو هوشمندانه بود
صبور و شکیبا باشید
حفظ آرامش و صبوری بعد از سپری کردن یک روز کاری پر مشغله با کودکی که از غذایش شکایت می کند کار آسانی نیست..
زمانی که در نظر داشتید فرزندی داشته باشید آیا به صبور بودن هم به عنوان یکی از اصلی ترین ویژگی های والدگری فکر کرده بودید؟ و به چه اندازه ویژگی های نقش مادری و پدری را دارید؟ آیا صبوری هم جزو ویژگی های شما هست؟
چنانچه نیست، فکر میکنید چطور می شود این ویژگی را به دست اورد چه طور می شود مهارت صبوری در برابر کودکتان را کسب کنید؟
تا در تربیت فرزندتان آسیبی به او و خودتان وارد نشود
صبوری همچون هر مهارت دیگری نیاز به تمرین وتکرار دارد
لازم است که به طور مداوم روی آن کار کنید تا بخشی از زندگی روزمره تان شود
ببینبد راه صبوری در برابر فرزندتان برای شما به چه صورت هست. به طور مداوم به خود یادآور شوید چنانچه کودکاتان درخواستی انی دارد که برای به دست آوردنش قشقرق به پا می کند یا گریه می کند و نا شکیباست لازم است شما صبور باشید و واکنش درست و متناسب و به موقع از خود بروز دهید.
مثلا می توانید به جای فریاد زدن و بیان این که روز پر مشغله ای داشتید و تحمل گریه هایش را ندارید تمرین کنید و بسنجید که آیا می توانید خودتان را کنترل کنید؟
نفس عمیق بکشید و ذهن خود را ار فکر های مسموم و منفی تهی کنید
سعی کنید چندین دقیقه افکار و حواستان را از موضوعی که در مکالمه با کودکتان شکل گرفته پرت کنید.
توجه داشته باشید در چنین مواقعی هربار که تلاش کنید فریاد زدن برسر کودکتان را به تعویق بیندازید در تعاملاتتان با او احساس بهتری خواهید داشت و در نهایت نتیجه بهتری کسب خواهید کرد.
خوب است این نکته را در نظر داشته باشید که فرزند شما ممکن است نتواند احساسات خودش را واضح بیان کند بهتر است رفتار کودک را به خوبی تفسیر کنید تا متوجه شوید نیاز او چیست . برای مثال : کودکی که رفتار منفی انجام
میدهد تا توجه شما را جلب کند با رفتارش این پیام را به شما می رساند که به من توجه کنید به من گوش دهید و برای من وقت کافی بگذارید.
شما می توانید با پیدا کردن علت رفتار فرزندتان شکیبا تر شوید.
وقت کافی
با فرزندان خود وقت بگذارنید
کمی دست از کار بکشید و فرصتی را صرف فرزندان خود کنید، فرزندان شما این از خودگذشتگی شما را میبینند و آن را هرگز فراموش نمیکنند، هرچه بیشتر به فرزندان خود برسید، از ناحیه آنها رضایت خاطر بیشتری پیدا میکنید، تنها خرج آنها را به دوش کشیدن کافی نیست.
والدین باید با فرزند خود و به خاطر او، وقتی را به اتفاق بگذارند، به اتفاق بازی کنند، برایش کتاب بخوانند، در انجام تکالیف مدرسه به او کمک کنند، از او درباره دوستانش بپرسند، زیاد حرف نزنند و گوش شنوا باشند تا دریچههای دل فرزند به روی شما گشوده شود.
منابع:
لورا برک ،از کتاب روانشناسی رشد ،ترجمه یحیی سیدمحمدی
اروین یالوم ،از کتاب درمان شوپنهاور،ترجمه سپیده حبییب
آلیس میلر ،از کتاب دلهرههای کودکی، ترجمه امید سهرابینیک
آلفرد آدلر،از کتاب معنای زندگی ، ترجمه زهرا ازادفر


بدون دیدگاه